خط داستانی
در نتیجه خطای ناسا ، جک آستین به خورشید نزدیک شد و پرتوهای آن ذهن او را گسترش داد و او را هوش مندترین مرد زمین کرد. اکنون او و موتور سیکلت سخنگوئی که ذهن هم اتاقی سابق او را در خود دارد از دست ناسا و قاتل آن یعنی رون سیلور فرار می کنند تا مغزش را بدزدند. آنها از مکانی به مکان دیگر می روند و با کمک توانایی تازه ی جک برای تبدیل به نابغه از تابش آفتاب معنای اسرار ماوراء طبیعی را حل می کنند.