خط داستانی
پدر ناهید میمیرد و پسرعمویش فاضل به او نزدیک میشود و بعداً با او ازدواج میکند. رمزی، پسرعمو فاضل، به دیدن آنها میآید و سعی میکند با ناهید flirt کند. فاضل سعی میکند رمزی را بکشد، اما ناهید او را نجات میدهد. رمزی با ناهید به یک خوابگاه فرار میکند و سعی میکند به او حمله کند، اما او از دستش فرار میکند و او را رد میکند. سپس رمزی در قتل (ناموس) دوستش در حین قمار درگیر میشود و حوادث پیش میآید.