خط داستانی
مانیئل ده ساله و برادر پانزده ساله اش هولگر تا پدرشان طلاق گرفته با او زندگی می کنند. مادربزرگشان اغلب از آن ها مراقبت می کند. در حین دیدار با مادرش از برنامه های او برای رفتن به ماه عسل با دوستش رابرت مطلع می شود. مانیئل که می خواهد با مادرش به تعطیلات برود، از این موضوع ناراحت است و از دیدن باز نمی گردد. پدرش فکر می کند مادر مانیئل را نگه داشته است و به دنبال خانه می گردد. در همین حال، مانیئل در کلاس معلمش آرامش خود را پیدا می کند و با واکنش های غیرقابل توضیحی او را شگفت زده می کند تا اینکه متوجه می شود مانیئل فقط دنبال محبت و توجه است. طرح با بازگشت های مکرر از خاطرات پدر و مادر با رابطه متعارض قطع می شود.