خط داستانی
چن وینگ، مالک خانهای در ناحیهٔ نو، هنگ کنگ، کشته شد اما قاتل نیز در صحنه درگذشت. خواهر چن، چن شیومی، که در ایالات متحده بود، برای رسیدگی به امور به هنگ کنگ بازگشت. چنگ هونگ، وکیلی، در انجام کارهای مرتبط با صنعت خواهرش کمکش کرد. آنها به روستای خانه آمدند. دو دوست صمیمی مردهٔ او از چنگ هونگ شروع به تعقیب شیومی کردند. زمانی که به بار رفتند تا نوشیدنی بخورند، زنی زیبا روی صندلی آنجا نشسته بود. در بار، آن زُن زیبا به عقب نگاه کرد و خندید. چهار نفر ترسان و وحشتزده شدند. معلوم شد که همان زنی زیبا، شیونگِ درگذشته است.