خط داستانی
شش عضو از گروه جولین بُل سالهاست که به خوبی با هم کار میکنند. یک روز، فرمانده متوجه میشود که یک اسکناس ۱۰۰ مارکی از جعبه حقوقش گم شده است. او به خاطر شکهای خود درباره همکارانش شرمنده است و سکوت میکند. بُل به بررسی این موضوع میپردازد که چرا همکارانش در گروه نتوانستهاند به طور شخصی یکدیگر را بشناسند، با وجود اینکه به خوبی با هم کار میکنند و چرا او اعتماد به نفس لازم برای حل این موضوع به طور جمعی را ندارد. او نواقص را شناسایی کرده و تصمیم میگیرد یک گفتگوی روشنگرانه داشته باشد. مشخص میشود که پول دزدیده نشده است.