خط داستانی
ساسیت شانزده ساله جولیای دختر نویسنده و نقاش موفق، از دانشگاه رفته است و تعطیلات خود را در ویلای خانوادگی کنار دریا با گروهی از دوستان خود میگذراند. روزی با پائولو همکار پدر جولیای گفتوگو میرسد تا با او فیلنامه بنویسند. دختر با تصمیمی سرد تصمیم میگیرد دقیقاً به پائولو کار را بسپرد تا «آزادسازی بی«عفت» او را آغاز کند، و این نخستین حرکت منظم برای آمادهسازی محسوب میشود. در همان حال مادر جولیای عاشق پائولو میشود و درست وقتی که او تصمیم به ابراز عشق میگیرد، توسط جوان رد میشود؛ در پایان جولیـا که به هدف خود رسیده است – هرچند فوراً پشیمان میشود – پائولو را رها میکند و به همسالانش برمیگردد.