خط داستانی
اوتیموس از روستا، ولچوکراسیا به همراه همسر و فرزندانش برای کار به پایتخت میرود. در ایستگاه قطار، او لیزا، دختر بریگادیر را از خودکشی نجات میدهد. اما در حال گدایی، پدرش به عنوان دکتر بلیریس، نامزد لیزا، به او نزدیک میشود. او این وضعیت را میپذیرد و سردرگمی تازهای آغاز میشود.