خط داستانی
اولوف تنها بر روی مزرعه خانوادگی پس از فوت مادرش زندگی می کند و بی سواد است؛ دوست جوانش اریک در بعد از ظهرها به او کمک می کند. روزی اوف به اعلان در روزنامه برای خدمتکار خانم جوان پاسخ می دهد و اِلِن زن میان سالی به خانه می آید تا کارها را به عهده گیرد و با گذر فصل گرما قلب اولوف و اشتیاق اریک را برانگیزد