خط داستانی
پلیس بمبئی از یک سری جنایات سردرگم شده است - همه به دست جنایتکار بزرگ "گربه سیاه" که در هر صحنه جرم کارت ویزیت خود را باقی میگذارد. کمیسر این موضوع را به بهترین مأمور مخفی خود، راجان، واگذار میکند. تحقیقات راجان او را به مظنون کردن پروفسور گوپتا، که همچنین برادر دوست دخترش نیتا است، میرساند. راجان تصمیم میگیرد از عشق نیتا به خود استفاده کند و به جاسوسی از گوپتا بپردازد. وقتی نیتا متوجه میشود، به شدت از راجان عصبانی میشود و پلیس را سرزنش میکند که احساس میکند با قربانی کردن یک مرد بیگناه، ناکارآمدی خود را پوشش میدهند. راجان نمیتواند ثابت کند که گوپتا به نوعی با "گربه سیاه" در ارتباط است و کمیسر به او مهلت میدهد. اگر راجان نتواند گربه سیاه را در این مهلت دستگیر کند، ممکن است معلق یا حتی از نیروی پلیس اخراج شود. بدون هیچ سرنخی از مکان گربه سیاه و باندش، راجان با چالشی روبرو است که ممکن است نتواند آن را برآورده کند.