خط داستانی
جاستین در برابر کاهزن سخت میشود وقتی که او سعی میکند یویوی او را بدزدد. کاهزن که نگران است یویو را به دست آورد تا جاستین دیگر یویو نداشته باشد، رویکرد جدیدی را امتحان میکند و به جاستین داستان غمانگیز کودکی فقیرانهاش را میگوید و اینکه هرگز یویویی نداشته است. هرچه بیشتر دربارهاش صحبت میکند، کاهزن عصبانیتر میشود، بنابراین جاستین فرار میکند و یویویش را با خود میبرد.