خط داستانی
تعطیلات داروساز هیمنن و ستوان پاوو کخکون به یک کابوس تبدیل میشود زمانی که آنها رئیس ایستگاه ویریماکی را که عجله دارد تا به کارش برسد، سوار میکنند. موتور قایق آنها خراب میشود و به صخرهها برخورد میکند و آنها را در جزیرهای بدون لباس رها میکند. هیمنن به عنوان یک زن خود را معرفی میکند و با دختر رئیس پلیس، آلی، آشنا میشود، اما به دلیل تصادفات و سو تفاهمها، این دو مرد در زندان میافتند و هر کدام به نوبت به عنوان یک فراری به نام ویکستروم مظنون میشوند.