خط داستانی
دختر فقیر با پسر ثروتمند ملاقات میکند در حالی که بر سر یک خوراکی سالانه با هم دعوا میکنند. برادر او به او پول میدهد تا با برادرش ازدواج کند تا بتواند یک سوءقصد را ترتیب دهد. این سوءقصد موفق نمیشود اما مرد به سطح یک کودک احمق کاهش مییابد و دختر به خاطر احساس گناهش از او مراقبت میکند. او او را به سلامتی برمیگرداند تا بتواند جایگاهش را به عنوان سرپرست خانواده از سر بگیرد.