خط داستانی
این یک داستان عاشقانهٔ ساده است. آنتونیو کلودیه را دوست دارد. اما کلودیه چندان ساده نیست... کلودیه زنی جوان است که به واقعیت گام میگذارد. کمکم، زندگی او و کسانی که پیرامونش هستند را کشف میکنیم. دوستانش، خانوادهاش، گذشتهٔ او... و آنتونیو که او را دوست دارد و دستش را میگیرد و نمیخواهد رها کند. او قطعاً دوست دارد در فهمیدن او موفق شود. کلودیه زندگی تماماً در پیش روی خود دارد، از چه میترسد؟