خط داستانی
ورونیک با مادر جدا شدهاش است و برای تعطیلات به موریس با پدرش میرود. برای تحت تأثیر قرار دادن پسری محلی به نام بنجامین، او داستانهایی درباره پدرش میسازد و پدر را به عنوان عاشق، مزدور و حتی مأمور مخفی معرفی میکند که به دردسر میافتد و در نتیجه پدرش مجبور میشود به نقشآفرینی ادامه دهد.