خط داستانی
سوم سپتامبر نود و چهار تا در سمت راست دریای وستیلا، گروهی از جوانان برای عبور و کمک به درگیری ورشو آماده میشوند. تادئوش، شاعری جوان با پاهای قطعشده به کاترزینا ملاقات میکند. دو افسر از ارتش خانه و دو سرباز لهستانی و شوروی در این صحنه حضور دارند. نبردی در میگیرد و ناقضینِ آلمانی در تلاش برای خروج از محاصره هستند. کاترزینا در مقابل چشمان تادئوش زنا شده و دو کشتی در حال غرق شدن در عبور از وستیلا قرار میگیرند. تادئوش در رودخانه با ویلچر سقوط میکند.