خط داستانی
تیتانیا نوجوانی دست و پا چلفتی است که در وان نشسته است در بالای سوراخ فاضلاب ورودی به دنیای کدر و پر از کثیفی و خطراتی که او را به همه سوراخ های جهان وصل می کند عناصر این جهان اکنون مانند ارواحی بر کف کاشی ها hovering می کنند در حالی که میمی مایس در این بی قراری درباره غیرممکن بودن عشق تفکر می کند