خط داستانی
لری نلسون، که پس از گذراندن نزدیک به نیمه از حکم سی سالهاش از زندان آزاد شده، مصمم است که دوباره در دام قانون نیفتد و شغف آرامی در یک آسایشگاه روستایی پیدا میکند. در آنجا، او با پرستاری به نام شارلوت ماینارد آشنا میشود و به او علاقهمند میشود. او میداند که تنها راه ورود به دنیای او داشتن پول زیاد است، زیرا خانم ماینارد به نوعی طلاطلب است.