خط داستانی
بارون کارل اریش فون وندن که زمانی ثروتمند بود، در desperation است. بدهیهای او از کنترل خارج شده و مجبور است همه چیزهایی را که دارد، واگذار کند. از آنجا که نمیخواهد دخترش، روزی، را با این مسائل بار کند، به او میگوید که با هم به یک سفر تفریحی خواهند رفت... اما در حقیقت، او مجبور است شبها به عنوان یک پیشخدمت کار کند، در حالی که روزی در هتل میماند. او دائماً از این میترسد که دخترش حقیقت را کشف کند؛ و این شرم را نمیتواند تحمل کند.